نوشته‌های من
نوشته‌های من

من از…

من از کتمانِ شرافت‌ِ حسِ مدفون شده ی، در قلبم به تنگ آمده ام.   من از روبه رو شدن با تمامِ آنچه در اعماقِ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

غروب پاییر

غروب پاییز من وجایِ خالیِ تو… غروب پاییز واین بار برگ ریزانِ دلم غروب پاییز منو خاطرهات و فنجانی پراز چایِ گرم ویادی در خاطرِ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

امشب

امشب مرا کمی نم‌نم باران یاچندی قدم با صوتی از  شاملو مهمان کن… یا اینکه یک فنجان چای  داغ با چند سطری از فرخزاد مهمان

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

میخوانمت

به تبسمی جاوید.. وتحملی سرشار از عاشقی…. میخوانمت به می خوارگی من ساقی ام سرمستِ نگاهت سرشارِ تمنا لبریزِتمامت میخوانمت میخوانمت به عطر مریمی به

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

در ستایش پاییز

پائیز فصلی که آرام آرام می آید.از اواخر شهریور نسیم خنکی برگونه هایت مینشیند،گاهی نم بارانی میزند،بوی خاکی بلند می شود و تر می کند

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

من یک زنم.

  زنی که به جبر جغرافیایی، جایی در خاورمیانه به دنیا آمده است. جبری که گاه،زنانگی ام را از من می‌گیرد. گاه،زن بودن عزت است

ادامه مطلب »