من از…

من از کتمانِ شرافت‌ِ حسِ مدفون شده ی، در قلبم به تنگ آمده ام.

 

من از روبه رو شدن با تمامِ آنچه در اعماقِ قلبم،پنهان کرده ام،واهمه دارم.

 

من به دلداری واژها محتاجم،به امیدواریِ هرچند واهیِ کلمات.

 

احساسات در من به اعتصاب نشسته اند.

 

به اعتراضِ یک بوسه ی ناتمام

به یک دوستت دارم نشنیده

و یک با من بمانِ فرو خورده.

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آخرین نظرات:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پست های مرتبط